رد شدن به محتوای اصلی

قسمت صفر، ما و رویا

گفت: «امروز بینی و فردا و پس فردا.» آن روزش بکشتند و دیگر روز بسوختند و سوم روزش به باد بر دادند.


تاریخ همیشه به پیش می رود، هنگامی که به پشت سر نگاه می کنید رد پای تاریخ مشخص است، اما در پیش روی ما یک صحرای بیکران است، هر قدمی که بر می داریم، خود تاریخ خواهد شد. جایگاهی که ما امروز در آن هستیم بخشی از قدم هایش را خودمان برداشته و اما بخش زیادی از آن را نیز نیاکان ما طی کرده اند. قدم های امروز ما نیز همین ویژگی را دارند. آنچه که در مورد آن صحبت می کنیم یک قدم است برای ساختن تاریخ.

حالا ما در بطن واقعه قرار گرفته ایم. کمی این سو تر و یا آنسو تر تفاوتی ندارد، آنچه که اهمیت دارد این است که حالا تصمیم ما تمام زندگی ما، فرزندان ما و البته تاریخ را تغییر می دهد. و خدا سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر به دست خودش. حالا همه چیز در دستان " ماست".

"ما" چیزی است که گم کرده ایم. دیگر نمی دانیم دقیقا چه کسانی "ما" به حساب می آیم. اما تقریبا همه حالا "ما" حساب می شویم. مایی که هم لایق دنیایی بهتر هستیم و هم لایق آخرتی بهتر.

جز تعداد اندکی که هم دنیای ما را از ما گرفتند و هم آخرت را از کسانی که دنیایشان را برای رضای خدا و آخرتی بهتر ترتیب داده بودند، همگی ما به حساب می آییم.

حالا نفع همه ما در نبود حکومتی است که نه رنگی از جمهوریت دارد و نه بویی از اسلام برده است. یک سراسر دروغ، یک سراسر ظلم.

قتل مهسا امینی، تنها یک جرقه بود، آنچه شاهدش هستیم ریشه در ذات ما ایرانیان دارد که دهه ها به دنبال رسیدن به آزادی هستیم. آزادی را در میان شاهان بسیار در میان حکومت های مختلف جستجو کرده ایم و هیچ گاه آن را آنگونه که باید لمس نکرده ایم.

ما امروز دوباره جستجوی آزادی مان را از سر می گیریم. مسیری بی اندازه طولانی و بی اندازه دشوار در روبروی همه ما قرار دارد. جامعه عمل پوشاندن به "زن زندگی آزادی، مرد میهن آبادی" یک مسیر یک شبه نیست، اما ما حالا فراتر از توان می جنگیم، فراتر از توان کار خواهیم کرد اما رویامان را به حقیقت پیوند می زنیم.

این داستان ادامه خواهد داشت.


 


نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

قسمت هفتم: وارد کوچه بنبست شده اید.

.  کوچه بنبست حتی اگر طولانی باشد، باز هم بنبست است. شما به بنبست رسیده اید. حالا شما در مقابل مردم تنها داراییتان، اسلحه هایتان و شاید حمایت ها ( یا ساده تر بگوییم انفعال جامعه جهانی) است. بالاخره گلوله های شما تمام می شود، بالاخره بنزین موتور ها و ماشین هایتان تمام می شود، بالاخره گازهاش اشک آورتان تمام می شود. یک روزی بالاخره اینقدر زندان هایتان پر می شود، که ما در زندان هم به شما برتری پیدا خواهیم کرد. هر روزی که می گذرد، یک روز به پایان شما نزدیک می شود. نمی دانیم دقیقا کی، اما شما حالا در مسیر بنبست قرار گرفته اید. هر اقدامی که می کنید، قبر خودتان را عمیق تر می کنید، حکم محاربه می دهید؟ جنگ با جمهوری اسلامی را جنگ با خدا می دانید؟ شما و رفتار و سرنوشتتان، هر سه شبیه حکومت فرعون هستید. جایتان هم در تاریخ است. بالاخره روزی ما از میان نیل هم که شده باشد گذر می کنیم و این شما هستید که غرق خواهید شد. بستگی به خودتان دارد که قبل از رسیدن به نیل به مردم می پیوندید یا تصمیم دارید که تا مرگ به پیش بروید. گشت ارشاد را می خواهید حذف کنید؟ هنوز فکر می کنید مردم به خاطر گشت ارشا...

قسمت چهارم: دقیقا با شما که اسلحه در دست دارید.

  . این شب نامه برای کسانی است که امروز در مقابل مردم ایستاده اند. امروز شما دقیقا در مقابل مردم، برادران، خواهران، هم وطنان و هم نوعانتان قرار گرفته اید. شما در حال جنگیدن برای کسانی هستید که حتی نام شما را هم نمی دانند. کسانی که تا وقتی هستند شما را سپر بلای خویش می کنند و در هنگام فرارشان نیز در هواپیما و ماشین هایشان هیچ صندلی ای برای شما نخواهد بود. شما که امروز در برابر مردم سنگر گرفته اید، آیا در میان هم سنگر هایتان فرزندان این نظامی که آن را مقدس می پندارید را می بینید؟ مگر امام حسین فرزندانش را با خودش به کربلا نیاورد؟ چرا اینان به تن فرزندانشان لباس رزم نمی پوشانند؟ و همراه شما نمی فرستند؟ شما به خاطر چه کسانی در مقابل مردم قرار گرفته اید؟ شما سربازان یزید بن معاویه هستید. امروز همه چیز به شما بستگی دارد، شما می توانید همچنان بر روی ما مردم اسلحه بکشید، و از کسانی دفاع کنید که حتی نمی گذارند هم بازی فرزندانشان شوید. یا اسلحه تان را رو به سوی همان هایی بگیرید، که امروز شما را به اینجا آورده اند. دشمن شما کس دیگری است، کسی که سفره شما را خالی کرده است امروز در م...

قسمت دوم: برای آنان که دغدغه دین دارند

  این شب نامه را تقدیم می کنیم به تمام کسانی که دغدغه شان دین و آخرتشان است. تمام کسانی که به سبب دینشان حالا در کنار جمهوری اسلامی قرار دارند و یا سکوت کرده اند. این بار روی صحبت ما با شماست. در شب نامه قبلی ادعای دروغین " جمهوری" در جمهوری اسلامی را مورد بحث قرار دادیم. در این شب نامه نوبت به "اسلام" است. دومین ادعای دروغین حاکمیت. این قسمت از شب نامه را برای کسانی که خود را مسلمان می دانند ارسال کنید. امروز روزی است که باید میان اسلام و جمهوری اسلامی انتخاب کنید. یا دین تان را انتخاب کنید یا همراه با ظالمان و جنایتکاران باشید. این یک اتمام حجت بین خودتان و خدای خودتان باید باشد. این اولین اعتراضات در جمهوری اسلامی نیست. تا به حال جمهوری اسلامی هر صدای مخالفی را خفه کرده است. اما این بار مردم بیشتر از بیش مقاومت می کنند تا به جای صدای حق، صدای ظلم و ظالم خفه شود و لکه ننگین جمهوری اسلامی از جهان پاک شود. جمهوی اسلامی از اسلام تنها نامی را برای خود انتخاب کرده است که با آن بر قدرت نامشروع و ظالمانه ی خود ادامه دهد. هر بار که با هر دلیل صدای مخالفت مردم م...